چشمانداز پژوهشی و اهداف راهبردی
۱. نگاه کلی و راهبردی
چارچوب پژوهشی ما بر گسترش دانش چندرشتهای در زمینه مخاطرات محیطی، پیامدهای تغییر اقلیم و تابآوری در برابر بلایای طبیعی متمرکز است. با تلفیق دادههای تجربی، تحلیلهای مکانمحور (GIS) و مدلسازیهای اجتماعی-بومشناختی، چشمانداز ما ارائه تحلیلهای علمی و راهکارهای کاربردی برای پژوهشگران، سیاستگذاران و جوامع محلی است.دیگر نمیتوان همهچیز را فقط به تصمیم نهادهای رسمی سپرد؛ جامعهای سالم زمانی شکل میگیرد که مردم آگاهانه به شبکه های یکدیگر متصل شوند، گفتوگو کنند و در تصمیمهای جمعی مشارکت داشته باشند و با افزایش خودآگاهی و مشارکت سیاسی، مردم بهجای کنارکشیدن، باید مسؤولانه در ساختن نهادها و دولتهای پاسخگو و قدرتمند نقش مستقیم داشته باشند. قشر خاکستری را نباید الزاماً بیطرف دانست؛ بیاعتنایی به رنج دیگران و تمرکز صرف بر منفعت و مصرفگرایی شخصی میتواند فرد را، بیآنکه خود را شرور بداند، به همراهی خاموش با بیعدالتی سوق دهد. این برداشت با تحلیل هانا آرنت از «بیفکری» و کوشش برای ارتقای شخصی در رفتار آیشمن همخوان است (Arendt, 2006).
محیطزیست به انسانهایی نیاز دارد که نهتنها نسبت به سیاره احساس مسئولیت میکنند، بلکه سیاست را نیز میشناسند و میدانند که سیاست اقلیمی و جامعهشناسی را نمیتوان بهسادگی از یکدیگر جدا کرد. بااینحال، آنچه در جامعه مدرن رخ داده، نوعی تکهتکهشدن افراطی دانش است: متخصصان محیطزیست اغلب چیز زیادی از سیاست نمیدانند، سیاستمداران از اقلیم آگاهی چندانی ندارند، و هرکس در سیلوی تخصصی خود گرفتار مانده است. دانشگاهها نیز، در این میان، بیش از پیش به بنگاههای اقتصادی بدل شدهاند؛ نهادهایی که در تولید مدرک، نمایش دانشگاهی و ویترینهای براقِ «تخصص» مهارت دارند، اما نه لزوماً در پرورش دانشی واقعاً یکپارچه.
این سایت از فرضی کاملاً متفاوت آغاز میکند: بحرانهای زمانه ما را نمیتوان با نگاههای محدود و تکرشتهای فهمید، چه رسد به اینکه حل کرد. هدف آن جستوجوی راهحلهایی است که واقعی باشند، نه صرفاً قابلارائه و خوشظاهر؛ راهحلهایی که بتوانند همزمان با واقعیتهای سیاسی، زیستمحیطی و اجتماعیِ دورانی درگیر شوند که در آن همهچیز به همهچیز گره خورده است. تخصصگرایی شاید ما را در حوزههایی هرچه محدودتر به «متخصص» تبدیل کرده باشد، اما الزاماً ما را در فهم جهانی که این حوزهها بخشی از آناند، تواناتر نکرده است.
۲. ارکان اصلی پژوهش
- تحلیل ارزیابی ریسک و آسیبپذیری اقلیمی: بررسی اثرات ترکیبی نوسانات اقلیمی، گرمایش جهانی و پدیدههای حدی بر سامانههای انسانی و طبیعی.
- راهبرد میان رشته ای: در تولید محتوای سایت، علوم مختلف از جمله علوم اجتماعی، سیاست، جامعهشناسی، مهندسی و مدیریت محیطزیست و مدیا به یکدیگر وابستهاند. هیچیک از این رشتهها بهتنهایی قادر نیستند وضعیت موجود را بهطور جامع تبیین کرده یا راهحلهای عملی و مؤثری برای آن ارائه دهند.
- آمادگی در برابر مخاطرات و سامانه هشدار سریع: توسعه روششناسیهای دادهمحور و نقشههای ریسک جهت ارتقای پاسخ سریع و کاهش خسارات ناشی از مخاطرات.
- جامعهشناسی محیطزیست و توجه به سیاستهای منحرف کنندۀ وقایع در حکمرانی جهانی: تحلیل اقتصاد سیاسی، مدیریت منابع طبیعی و عدالت محیطزیستی در مواجهه با دگرگونیهای اقلیمی. ارتقا آگاهی عامه از نفوذ سیستمهای سیاسی در تمام زیرمجموعههای علوم آکادمیک و توجه به نظام منافع ملی دولتها و کنترل اذهان در آگاهی رسانی شفاف. از منظر اجتماعی، تغییرات عظیم و سهمگینِ اقلیمی تنها به مهاجرتهای افسارگسیخته منجر نمیشود، بلکه میتواند ساختارهای باثبات اجتماعی را نیز تضعیف یا متلاشی کند. پیامد این وضعیت، شکلگیری نوعی زندگی همراه با ناپایداری، تلاطم و ناامنی است که جوامع تاکنون کمتر آن را تجربه کردهاند. ازاینرو، بهرهگیری از دیدگاههای جامعهشناختی میتواند به درک بهتر این تحولات و افزایش توان سازگاری و تاب آوری جوامع کمک کند.
- ترویج علم به دور از تعصب آکادمیک: دسترسپذیر ساختن دادههای پیچیده محیطی از طریق نشانگرهای زنده، ابزارهای باز و گزارشهای مستند به شواهد علمی و البته لحاظ کردن موارد تجربی افراد با در نظر گرفتن پردازش های ذهنی و شخصی.
۳. رویکرد روششناختی
ما از روششناسیهای چندسطحی شامل سنجش از دور ماهوارهای، پایش دادههای محیطی، تحلیل سریهای زمانی اقلیمی و پیمایشهای اجتماعی-اقتصادی بهره میجوییم. این مدل یکپارچه، پیونددهنده دانش نظری با کاربردهای عملی در ارتقای تابآوری جوامع است. در این رویکرد ما تلاش می کنیم نقش مؤسسات را همزمان با اهمیت خودآگاهی و نقش تصمیمات فردی و ارتقا عاملیت شخصی را متذکر شویم.